<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای Yek Raha</title>
	<atom:link href="http://mehraein.wordpress.com/comments/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://mehraein.wordpress.com</link>
	<description>چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم ****تمام عمر قفس می بافت ، ولی به فکر پریدن بود!</description>
	<lastBuildDate>Thu, 24 Sep 2009 14:05:20 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای فصل سبز با سلمان</title>
		<link>http://mehraein.wordpress.com/2009/07/29/%d9%81%d8%b5%d9%84-%d8%b3%d8%a8%d8%b2/#comment-316</link>
		<dc:creator>سلمان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 24 Sep 2009 14:05:20 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mehraein.wordpress.com/?p=253#comment-316</guid>
		<description>سلام/ مرسی بابت نظر خوبت/آره این هم آدرس بلاگ جدیده 
http://ghassemi-s.blogspot.com
/ اما هنوز معرفیش نکردم، با یک کار جدید معرفیش میکنم/ درود بر سبزینگی..</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام/ مرسی بابت نظر خوبت/آره این هم آدرس بلاگ جدیده<br />
<a href="http://ghassemi-s.blogspot.com" rel="nofollow">http://ghassemi-s.blogspot.com</a><br />
/ اما هنوز معرفیش نکردم، با یک کار جدید معرفیش میکنم/ درود بر سبزینگی..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای برای پدر . . . با مریم</title>
		<link>http://mehraein.wordpress.com/2009/02/26/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%af%d8%b1/#comment-315</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 10:42:33 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mehraein.wordpress.com/?p=220#comment-315</guid>
		<description>مطالب جدیدی تو وب نوشتم دوست دارم بخونید  
وبتون عالیه                                                  مرسی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مطالب جدیدی تو وب نوشتم دوست دارم بخونید<br />
وبتون عالیه                                                  مرسی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نقد . . . با herangza</title>
		<link>http://mehraein.wordpress.com/2009/05/18/%d9%86%d9%82%d8%af/#comment-314</link>
		<dc:creator>herangza</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 19 Sep 2009 12:07:13 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mehraein.wordpress.com/?p=224#comment-314</guid>
		<description>فضل :از بكار بردن اين لغت شايد بين ما كه ديدگاه متفاوتي داريم شايد چندان جالب نباشد ولي من در تعريف اين كلمه جمله اي به اين صورت مينويسم:چيزي كه از بطن تولد من دارم و تو نداري و هر چه بزرگتر ميشيم بيشتر خودش را نشان مي دهد و من را از تو در آن جنبه برتر ميكند (واقعيت چيزي غير از اين است؟)
عدالت :دو تا دوست هستند كه يكي غني و يكي فقير ،روزي مرد فقير به مهماني غني ميرود و او براي  ابراز خوشحالي اش يك بره براي او قرباني ميكند. پس از گذشته چند مدتي گذار غني به خانه ي دوست فقيرش مي افتد كه او هم براي ابراز خوشحالي  اش از يك طرف و جبران نيكي دوستش از طرف ديگر تنها بره ي خود را براي دوستش قرباني مي كند همينطور كه ديديم بر اساس اصل مساوات و برابري هر دو يه بره قرباني كرده بودند ولي حالا عدالت هست كه يكي يك هزارم مالش و ديگري تمام مالش را براي ديگري قرباني كند؟پس لزوما عدالت به معني برابر ي نيست.
ما در اينجا از خدايي كه مسلمان ها قبول دارند حرف نميزنيم از همان خداي احتمالي حرف ميزنيم كه قطعا بايد بلاخره علت نهايي باشد و اگه نباشد پس ديگه خدا نيست پس ما فرض ميكنيم كه انساني كه مثل بقيه ي موجودات در طول جريان طبيعت (علت اين طبيعت حالا كي ميتونه باشه نميدونم)بوجود آمد و رشد كرد سر انجام خداي احتمالي آن را از بقيه ي چيزهايي كه ديد در جريان طبيعت بوجود آمده جدا كرد و به او چيزهايي ببخشيد(فضل):عقل-اراده -نفس خوب - نفس بد و ديگر بالقوه ها كه اگر اين موجود تكامل يافته ي بقيه بود نبايد تفاوت به اين معناداري باشد .
به نظر من تنها عدالتي كه بشه تصور كرد براي انسانها، وجود ردهايي از شان در تمامي انسانها، صرفا وجود خود اصل شان و نه به يه مقدار  مي باشد.منظور من از شان اين است كه  فرض كنيم ده تا ظرفيت وجودي است، كه در تمام انسان ها هر ده تا هست و تفاوت در كمرنگ بودن برخي ظرفيت ها در برخي انسانها و پررنگ بودن برخي ظرفيت ها در برخي ها انسان هاست و اين كه انسانها در نهايت خود را متفاوت و با يك استعداد خاص نشان مي دهندصرفا به اين دليل است كه به يك جنبه بيشتر ارزش دادند و آن جنبه همان جنبه اي است كه پررنگتر بوده چون انسان ذاتا راحت طلب است نيازي نمي بيند كه كمررنگ تر ها را هم بروز دهد و شكوفا كند .پس انسان است كه ميتواند با شكوفا كردن استعداد خود براي خود منزلت و شاني به ارمغان آورد و بر اساس اصل جبران انسان ميتواند كمبود در يك زمينه را با استفاده از ديگر ابعاد جبران كند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فضل :از بكار بردن اين لغت شايد بين ما كه ديدگاه متفاوتي داريم شايد چندان جالب نباشد ولي من در تعريف اين كلمه جمله اي به اين صورت مينويسم:چيزي كه از بطن تولد من دارم و تو نداري و هر چه بزرگتر ميشيم بيشتر خودش را نشان مي دهد و من را از تو در آن جنبه برتر ميكند (واقعيت چيزي غير از اين است؟)<br />
عدالت :دو تا دوست هستند كه يكي غني و يكي فقير ،روزي مرد فقير به مهماني غني ميرود و او براي  ابراز خوشحالي اش يك بره براي او قرباني ميكند. پس از گذشته چند مدتي گذار غني به خانه ي دوست فقيرش مي افتد كه او هم براي ابراز خوشحالي  اش از يك طرف و جبران نيكي دوستش از طرف ديگر تنها بره ي خود را براي دوستش قرباني مي كند همينطور كه ديديم بر اساس اصل مساوات و برابري هر دو يه بره قرباني كرده بودند ولي حالا عدالت هست كه يكي يك هزارم مالش و ديگري تمام مالش را براي ديگري قرباني كند؟پس لزوما عدالت به معني برابر ي نيست.<br />
ما در اينجا از خدايي كه مسلمان ها قبول دارند حرف نميزنيم از همان خداي احتمالي حرف ميزنيم كه قطعا بايد بلاخره علت نهايي باشد و اگه نباشد پس ديگه خدا نيست پس ما فرض ميكنيم كه انساني كه مثل بقيه ي موجودات در طول جريان طبيعت (علت اين طبيعت حالا كي ميتونه باشه نميدونم)بوجود آمد و رشد كرد سر انجام خداي احتمالي آن را از بقيه ي چيزهايي كه ديد در جريان طبيعت بوجود آمده جدا كرد و به او چيزهايي ببخشيد(فضل):عقل-اراده -نفس خوب &#8211; نفس بد و ديگر بالقوه ها كه اگر اين موجود تكامل يافته ي بقيه بود نبايد تفاوت به اين معناداري باشد .<br />
به نظر من تنها عدالتي كه بشه تصور كرد براي انسانها، وجود ردهايي از شان در تمامي انسانها، صرفا وجود خود اصل شان و نه به يه مقدار  مي باشد.منظور من از شان اين است كه  فرض كنيم ده تا ظرفيت وجودي است، كه در تمام انسان ها هر ده تا هست و تفاوت در كمرنگ بودن برخي ظرفيت ها در برخي انسانها و پررنگ بودن برخي ظرفيت ها در برخي ها انسان هاست و اين كه انسانها در نهايت خود را متفاوت و با يك استعداد خاص نشان مي دهندصرفا به اين دليل است كه به يك جنبه بيشتر ارزش دادند و آن جنبه همان جنبه اي است كه پررنگتر بوده چون انسان ذاتا راحت طلب است نيازي نمي بيند كه كمررنگ تر ها را هم بروز دهد و شكوفا كند .پس انسان است كه ميتواند با شكوفا كردن استعداد خود براي خود منزلت و شاني به ارمغان آورد و بر اساس اصل جبران انسان ميتواند كمبود در يك زمينه را با استفاده از ديگر ابعاد جبران كند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نقد . . . با Yek Raha</title>
		<link>http://mehraein.wordpress.com/2009/05/18/%d9%86%d9%82%d8%af/#comment-313</link>
		<dc:creator>Yek Raha</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 17 Sep 2009 23:19:37 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mehraein.wordpress.com/?p=224#comment-313</guid>
		<description>درود دوست عزیز!
از اینکه نوشته ها را خواندی ممنون و از اینکه بر آنها نقد گذاشتی بسیار ممنون تر!
تلاش می کنم پاسخی کوتاه و مناسب دهم.اگر دوست داشتی می توانی باز هم همین جا پاسخ دهی یا اینکه حضورا با هم به بحث بنشینیم.
گزاره ی یک و سه : بر اساس آموزه های دینی من این گزاره تا حدودی درست است چرا که ما بر این باوریم که خداوند تنها دست به افرینش کلیت جهان زده است و جهان با نظم از پیش ساخته ای پیش می رود بنابر این از ان جایی که خداوند در جزئیات جهان ما نقشی ندارد به ما انسان ها عدالت بدهکار نیست.
گزاره ی دو: در اکثر دیدگاه های فلسفی و دینی این دو واژه به یک معنا به کار رفته اند.البته با ذکر این نکته که برابری اقتصادی و مانند آن زیر مجموعه ای از عدالت به صورت یک مفهومی کلی است پس من این دو واژه را به یک معنی می گیرم.
گزاره ی چهار و پنج: بله قبول دارم که تعیین شان برای هر معلولی از طریق علت است اما بحث من این هست که خداوند در آفرینش مستقیم انسان هیچ نقشی ندارد و بنابر این من با اصل این قضیه مخالف هستم که « انسان آفریده و معلول خداست پس تنها خدواند است که برای او شان تعیین می کند.»
لزومی ندارد خدا عادل باشد چون در دیدگاه من خداوند آفریننده ی مستقیم انسان ها نیست و اگر بی عدالتی هم وجود داشته باشد ناشی از جریان طبیعت و مسائل مربوط به آن است نه خداوندی که در جزئیات زندگی این جهانی هیچ نقشی ندارد!
همانطور که گفتم چون بر این باورم که خدواند در جزئیات جهان کنونی نقشی ندارد و تاثیر گذاری چندانی نیز بر جریان زندگی عصر ما ندارد پس فضل خداوند را نیز نمی توانم بپذیرم چرا که فضل ، خشم  ، عدل ، رحمت، و مفاهیمی از این قبیل تنها در صورتی بر خداوند متصور است که بر احوالات انسان ها و بر جزئیات جهان تاثیر داشته باشد.
درباره ی جهان دیگر نیز به تفصیل در جایی دیگر بحث خواهیم کرد(چون که مطلبی جداگانه و نیازمند بحث جداگانه و مفصل است) . . .
بعد از نوشتن مطلب کنونی به جستجوی پاسخی برای سوال هایم رفتم و سرانجام به دیدگاهی رسیدم که ان را مطلوب تر و نزدیک تر به خواسته هایم یافتم ،(از این رو تضاد میان برخی قسمت های این پاسخ و نوشتار اصلی به دلیل تفاوت دیدگاه در زمان نگارش این پاسخ و مطلب اصلی است که با هم تقریبا شش ماه فاصله دارند، همچنین اگر دقت کرده باشی در متن گفته ام که این ها تنها نمونه سوالات است و به هیچ عنوان بیانگر دیدگاه شخصی خودم نیست بلکه بدنبال یافتن پاسخ هایی برای آن ها هستم و البته آنچه هم اکنون در پاسخم می بینی دیدگاه شخصی خودم است !)
بدرود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود دوست عزیز!<br />
از اینکه نوشته ها را خواندی ممنون و از اینکه بر آنها نقد گذاشتی بسیار ممنون تر!<br />
تلاش می کنم پاسخی کوتاه و مناسب دهم.اگر دوست داشتی می توانی باز هم همین جا پاسخ دهی یا اینکه حضورا با هم به بحث بنشینیم.<br />
گزاره ی یک و سه : بر اساس آموزه های دینی من این گزاره تا حدودی درست است چرا که ما بر این باوریم که خداوند تنها دست به افرینش کلیت جهان زده است و جهان با نظم از پیش ساخته ای پیش می رود بنابر این از ان جایی که خداوند در جزئیات جهان ما نقشی ندارد به ما انسان ها عدالت بدهکار نیست.<br />
گزاره ی دو: در اکثر دیدگاه های فلسفی و دینی این دو واژه به یک معنا به کار رفته اند.البته با ذکر این نکته که برابری اقتصادی و مانند آن زیر مجموعه ای از عدالت به صورت یک مفهومی کلی است پس من این دو واژه را به یک معنی می گیرم.<br />
گزاره ی چهار و پنج: بله قبول دارم که تعیین شان برای هر معلولی از طریق علت است اما بحث من این هست که خداوند در آفرینش مستقیم انسان هیچ نقشی ندارد و بنابر این من با اصل این قضیه مخالف هستم که « انسان آفریده و معلول خداست پس تنها خدواند است که برای او شان تعیین می کند.»<br />
لزومی ندارد خدا عادل باشد چون در دیدگاه من خداوند آفریننده ی مستقیم انسان ها نیست و اگر بی عدالتی هم وجود داشته باشد ناشی از جریان طبیعت و مسائل مربوط به آن است نه خداوندی که در جزئیات زندگی این جهانی هیچ نقشی ندارد!<br />
همانطور که گفتم چون بر این باورم که خدواند در جزئیات جهان کنونی نقشی ندارد و تاثیر گذاری چندانی نیز بر جریان زندگی عصر ما ندارد پس فضل خداوند را نیز نمی توانم بپذیرم چرا که فضل ، خشم  ، عدل ، رحمت، و مفاهیمی از این قبیل تنها در صورتی بر خداوند متصور است که بر احوالات انسان ها و بر جزئیات جهان تاثیر داشته باشد.<br />
درباره ی جهان دیگر نیز به تفصیل در جایی دیگر بحث خواهیم کرد(چون که مطلبی جداگانه و نیازمند بحث جداگانه و مفصل است) . . .<br />
بعد از نوشتن مطلب کنونی به جستجوی پاسخی برای سوال هایم رفتم و سرانجام به دیدگاهی رسیدم که ان را مطلوب تر و نزدیک تر به خواسته هایم یافتم ،(از این رو تضاد میان برخی قسمت های این پاسخ و نوشتار اصلی به دلیل تفاوت دیدگاه در زمان نگارش این پاسخ و مطلب اصلی است که با هم تقریبا شش ماه فاصله دارند، همچنین اگر دقت کرده باشی در متن گفته ام که این ها تنها نمونه سوالات است و به هیچ عنوان بیانگر دیدگاه شخصی خودم نیست بلکه بدنبال یافتن پاسخ هایی برای آن ها هستم و البته آنچه هم اکنون در پاسخم می بینی دیدگاه شخصی خودم است !)<br />
بدرود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نقد . . . با herangza</title>
		<link>http://mehraein.wordpress.com/2009/05/18/%d9%86%d9%82%d8%af/#comment-312</link>
		<dc:creator>herangza</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 17 Sep 2009 11:44:43 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mehraein.wordpress.com/?p=224#comment-312</guid>
		<description>سلام 
دوست عزيز چند گزاره رو مينويسم اگه تونستي با دلايل منطقي آن را رد كني خب من با گزاره هاي ديگر براي نقد نوشته هايت استفاده ميكنم و اگه نتونستي بر اساس همون گزاره پيش ميرويم 1-عدالت براي خداي احتمالي معني نمي دهد 2-لزوما عدالت به معني برابري نيست 3-برابري براي خداي احتمالي معني نمي دهد4-تعيين شان براي هر معلولي قطعا از طريق علت است5- خداي احتمالي علت تمامي ابعاد معلول خويش است.
من شك ندارم كه اينها اعتقاد شخصي خودت است پس شهامت داشته باش . چه لزومي داره خدا عادل باشه و عدالت چيزي كه فقط ميتونه اجتماع انساني را اداره كنه چون انسانها حداقل از يه جا ناشي شدن و در ذات انسانيت با هم برابرند از جهتي ديگر خدا ميتونه فاضل باشه تا بر اساس فضلش به هر كسي ببخشد كه اگه خدا فاضل باشه قطعا نميتونه عادل باشه چون به همه يكسان نميرسه گذشته از اين يه نقاش به خاطر طرح هاي متفاوتي كه خلق ميكند تحسين مي شود و نه بخاطر طرح هاي تكراري و تفاوت ما و اون طرح ها در اينكه ما ميتونيم از برتر نبودن از ديگران شكايت كنيم ولي اون طرح ها نميتونند.و يه مجسمه ساز است كه ميتواند به مجسمه هايش شان بدهد و خلاقيت مجسمه ساز است كه او را از ديگر مجسمه ساز ها برتري مي دهد كه خلاقيت يك مجسمه ساز او را به خلق كردن مجسمه هاي گوناگون وا مي دارد كه لزوما با هم برابر نيستند و اگر خلاق نباشد او را قابل پيش بيني مي كند . چه لزومي داره ما بخوايم جهان ديگري را اثبات كنيم و عدم اثبات اون جهان صرفا به نفع كساني است كه نمي خواهند بر اساس انسانيت رفتار كنند و تر س از مواخذه دارند پس ما بر اساس انسانيت رفتار كنيم تا در نهايت آرامش رخت از اين جهان ببنديم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
دوست عزيز چند گزاره رو مينويسم اگه تونستي با دلايل منطقي آن را رد كني خب من با گزاره هاي ديگر براي نقد نوشته هايت استفاده ميكنم و اگه نتونستي بر اساس همون گزاره پيش ميرويم 1-عدالت براي خداي احتمالي معني نمي دهد 2-لزوما عدالت به معني برابري نيست 3-برابري براي خداي احتمالي معني نمي دهد4-تعيين شان براي هر معلولي قطعا از طريق علت است5- خداي احتمالي علت تمامي ابعاد معلول خويش است.<br />
من شك ندارم كه اينها اعتقاد شخصي خودت است پس شهامت داشته باش . چه لزومي داره خدا عادل باشه و عدالت چيزي كه فقط ميتونه اجتماع انساني را اداره كنه چون انسانها حداقل از يه جا ناشي شدن و در ذات انسانيت با هم برابرند از جهتي ديگر خدا ميتونه فاضل باشه تا بر اساس فضلش به هر كسي ببخشد كه اگه خدا فاضل باشه قطعا نميتونه عادل باشه چون به همه يكسان نميرسه گذشته از اين يه نقاش به خاطر طرح هاي متفاوتي كه خلق ميكند تحسين مي شود و نه بخاطر طرح هاي تكراري و تفاوت ما و اون طرح ها در اينكه ما ميتونيم از برتر نبودن از ديگران شكايت كنيم ولي اون طرح ها نميتونند.و يه مجسمه ساز است كه ميتواند به مجسمه هايش شان بدهد و خلاقيت مجسمه ساز است كه او را از ديگر مجسمه ساز ها برتري مي دهد كه خلاقيت يك مجسمه ساز او را به خلق كردن مجسمه هاي گوناگون وا مي دارد كه لزوما با هم برابر نيستند و اگر خلاق نباشد او را قابل پيش بيني مي كند . چه لزومي داره ما بخوايم جهان ديگري را اثبات كنيم و عدم اثبات اون جهان صرفا به نفع كساني است كه نمي خواهند بر اساس انسانيت رفتار كنند و تر س از مواخذه دارند پس ما بر اساس انسانيت رفتار كنيم تا در نهايت آرامش رخت از اين جهان ببنديم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای فصل سبز با مریم</title>
		<link>http://mehraein.wordpress.com/2009/07/29/%d9%81%d8%b5%d9%84-%d8%b3%d8%a8%d8%b2/#comment-311</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 10 Sep 2009 12:47:35 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mehraein.wordpress.com/?p=253#comment-311</guid>
		<description>خیلی خوبه من هم به این راه و پیروزیش ایمان دارم 

خوشحال میشم که تو تکمیل وبلاگم کمک کنید          مرسی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی خوبه من هم به این راه و پیروزیش ایمان دارم </p>
<p>خوشحال میشم که تو تکمیل وبلاگم کمک کنید          مرسی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای فصل سبز با hyade</title>
		<link>http://mehraein.wordpress.com/2009/07/29/%d9%81%d8%b5%d9%84-%d8%b3%d8%a8%d8%b2/#comment-310</link>
		<dc:creator>hyade</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 31 Aug 2009 22:26:21 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mehraein.wordpress.com/?p=253#comment-310</guid>
		<description>بگذارید این وطن دوباره وطن شود

بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود

بگذارید پیشاهنگ دشت شود

و در آنجا که آزاد است منزلگاهی بجوید

(این وطن هرگز برای من وطن نبود)

...

(در این سرزمین آزادگان برای من هرگز
نه برابری در کار بوده است نه آزادی)

آه بگذارید این وطن بار دیگر وطن شود

سرزمینی که هنوز آنچه باید نشده است وباید بشود

سرزمینی که در آن هر انسانی آزاد باشد
 
سرزمینی که از آن من است

...
&quot;لنگستون هیوز&quot;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بگذارید این وطن دوباره وطن شود</p>
<p>بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود</p>
<p>بگذارید پیشاهنگ دشت شود</p>
<p>و در آنجا که آزاد است منزلگاهی بجوید</p>
<p>(این وطن هرگز برای من وطن نبود)</p>
<p>&#8230;</p>
<p>(در این سرزمین آزادگان برای من هرگز<br />
نه برابری در کار بوده است نه آزادی)</p>
<p>آه بگذارید این وطن بار دیگر وطن شود</p>
<p>سرزمینی که هنوز آنچه باید نشده است وباید بشود</p>
<p>سرزمینی که در آن هر انسانی آزاد باشد</p>
<p>سرزمینی که از آن من است</p>
<p>&#8230;<br />
&#8220;لنگستون هیوز&#8221;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای فصل سبز با سلمان</title>
		<link>http://mehraein.wordpress.com/2009/07/29/%d9%81%d8%b5%d9%84-%d8%b3%d8%a8%d8%b2/#comment-309</link>
		<dc:creator>سلمان</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Aug 2009 07:31:41 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mehraein.wordpress.com/?p=253#comment-309</guid>
		<description>کار جدیدم رو گذاشتم نت..
کاراکتر &quot;الی کیو&quot;! بیا نظرت رو بگو :)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کار جدیدم رو گذاشتم نت..<br />
کاراکتر &#8220;الی کیو&#8221;! بیا نظرت رو بگو <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای فصل سبز با herangza</title>
		<link>http://mehraein.wordpress.com/2009/07/29/%d9%81%d8%b5%d9%84-%d8%b3%d8%a8%d8%b2/#comment-308</link>
		<dc:creator>herangza</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 15 Aug 2009 12:34:20 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mehraein.wordpress.com/?p=253#comment-308</guid>
		<description>سلام
نوشته هايت زيبا بودند ولي شايد زيباتر از آن دكتر شريعتي گفته باشند&quot;ديكتاتوري و آزادي از اينجا ناشي نمي شود كه يك مكتب خود را حق مي شمارد يا ناحق ،بلكه از اينجا ناشي مي شود كه آيا حق انتخاب را براي ديگران قائل است يا قائل نيست&quot;و شايد زيباتر از آن &quot;وقتي كه زور لباس تقوا مي پوشد،بزرگترين فاجعه تاريخ رقم مي خورد&quot;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
نوشته هايت زيبا بودند ولي شايد زيباتر از آن دكتر شريعتي گفته باشند&#8221;ديكتاتوري و آزادي از اينجا ناشي نمي شود كه يك مكتب خود را حق مي شمارد يا ناحق ،بلكه از اينجا ناشي مي شود كه آيا حق انتخاب را براي ديگران قائل است يا قائل نيست&#8221;و شايد زيباتر از آن &#8220;وقتي كه زور لباس تقوا مي پوشد،بزرگترين فاجعه تاريخ رقم مي خورد&#8221;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای فصل سبز با بیگانه</title>
		<link>http://mehraein.wordpress.com/2009/07/29/%d9%81%d8%b5%d9%84-%d8%b3%d8%a8%d8%b2/#comment-307</link>
		<dc:creator>بیگانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 13 Aug 2009 15:04:06 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mehraein.wordpress.com/?p=253#comment-307</guid>
		<description>سلام رفیق. خوبی ؟
اون روزا دیگه تکرار نمیشه
امیدوارمم تکرار نشه.
اما میشه
و باید بشه تا بودنشان را به شدن تبدیل کنیم
بدرود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام رفیق. خوبی ؟<br />
اون روزا دیگه تکرار نمیشه<br />
امیدوارمم تکرار نشه.<br />
اما میشه<br />
و باید بشه تا بودنشان را به شدن تبدیل کنیم<br />
بدرود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
